علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
305
تاريخ بيهق ( فارسى )
س 23 از دو نسخه بدل كه رقم ( 4 ) نشان مىدهد نسخهء متن ( ابو سعد ) صحيح است ، و در جاى ديگر ( ص 116 س 10 ) در هر دو نسخه بوجه صحيح كتابت شده است . ص 78 س 1 و من اولاد جمال الملك و احفاده . . . بطورى كه از تطبيق عبارت دو نسخه بر مىآيد قسمتى از اين جمله ( محمود بن تاج الدين و اخوه ) زايد و صحيح عبارت چنين است : و من اولاد جمال الملك و احفاده بالشادياخ و گليان صدر الدين مسعود و اخوه تاج الدين محمود ابنا علاء الدين محمد و ايشان هر دو كريم الاطرافند . . . ص 79 س 15 به حكم اضطراب و فترت . . . مقصودش فترت ما بين غزنويان و سلجوقيان است كه اوضاع خراسان در هم و آشفته بود و اهالى بسبب تاخت و تاز تركمانان در رنج و عذاب بودند ، مؤلف در اواخر كتاب در ضمن وقايع مهم كه در سبزوار افتاده شمهاى از اوضاع آن زمان ياد كرده است ( ص 268 ) . ص 83 س 12 على بن الحسين بن المظفر . . . در ( نب ) على بن المظفر نوشته شده و عبارت ( نص ) صحيح است . س 16 و او را ( مهلب را ) از حضرت مصطفى هم شرف رؤيت بود هم شرف روايت چنان كه ياد كرده آمد . . . اشاره بحديثى است كه هند دختر مهلب از پدرش مهلب از رسول خدا روايت نموده و مؤلف آن حديث را سابقا بمناسبتى ياد كرده است ( ص 24 ) . و شرف رؤيت يافتن مهلب محل ترديد و اصح اينست كه وى از طبقهء اول تابعين بوده و به خدمت پيغمبر نرسيده و سخنى از آن حضرت نشنيده است ، مهلب در سال 81 يا 82 يا 83 باختلاف اقوال وفات يافته و هنگام وفات هفتاد و شش سال داشته و بنا بر اين تولد او در سال فتح مكه يا يك سال پيش از آن بوده و از كسانى است كه در زمان پيغمبر متولد شدهاند . ص 84 س 2 وائل بن عتيك . . . از اجداد مهلب بن ابى صفره است و در بعض كتب از قبيل الاصابة فى معرفة الصحابه وائل بن حارث بن عتيك نوشته شده است . س 11 و اين دو بيت قصهء لطيف دارد . . . . . . قصهء دو بيت بروايت صاحب اغانى اينست كه در ايام اقامت مهلب در خراسان روزى زياد اعجم با حبيب پسر مهلب در خانهاى ببادهگسارى نشسته بودند ، مرغكى بر شاخ درختى خواندن آغاز كرد ، زياد اين ابيات را خطاب بدان مرغ بر بديهه انشا و انشاد نمود :